چکمه داریم تا چکمه!
پلیس امنیت اخلاقی گفته:"هیچ وقت استفاده از چکمه ممنوع نبوده اما ترکیب چکمه با بعضی لباسها ممنوع است که پلیس پس از تذکر برخورد می کند".
طبق آنچه که دستگیر ماشد،چند مورد ازمواردی که پوشیدن چکمه ایرادی ندارد به شرح زیر است:
پوشیدن چکمه با لباس سربازی
چکمهی باغبانی
چکمه برای شغل درحال انقراض برفپاروکنی
بابانوئل !
بازگشت
خیلی وقت است که برای این وب ننوشته ام،دلم میخواهد مثل قبل تر ها تندتر بنویسم ، اما دروغ چرا ؟ بیانگیزه شده ام، ترسو شدهام ، این وسط حرفهای بعضی ها هم مزید برعلت شده که ساکت بمانم.تصمیم دارم دوباره نوشتن در اینجا را از سر بگیرم . مخصوصا که بهمن ماه است
شاید بهتر است با تولد من(چند روز دیگر) ،وبلاگم هم دوباره متولد شود!
از رازهای یک مصاحبه موفق: داشتن صبر زیاد
وقتی قرار است پژوهشگر شوید و روش تحقیقتان هم میدانی است به چیزهای جالبی برمیخورید. مثل چند روز پیش ما که با یک بغل کاغذ حاوی پرسشنامه دربه در دنبال سوژه بین جمعیت بانوان میگشتیم . چون موضوع تحقیق به خانم ها مربوط میشد، چند مثال:
من و یک خانم پاسخ گو: خوب اوقات فراغتتون رو چه جوی میگذرونین؟
خانم پاسخگو: ول میچرخیم!
من :
دوستم و یک خانم پاسخگو که به همراه خواهرشان بودند- در آمد خانوادهتون حدودا چقدره؟
خانم پاسخگو بعد از کلی سبک سنگین کردن عددی بین 600-700هزار را ذکر میکند
خواهرش در حالی که سخت عصبانی شده ، اشاره ای میکند به این معنی: چرا راستشو گفتی یا چرا دروغ بهشون نگفتی؟
من به دو تا دختر خانم : وقت دارین به چند تا سوال ما جواب بدید؟
یکی از دختر خانمها- میشه دوتایی به یه پرسشنامه جواب بدیم؟!!
من:
من به یک پاسخگو : چند سالتونه؟
پاسخگو: تو بگو ، بهم میخوره چند ساله باشم ؟!
من:
و ...
فعلا مبارک باشه
یه شعری بود با این مضمون که" گل همین پنج روز و شش باشد" حالا در مورد زاینده رود ما صدق می کنه که " زنده رود همین پنج روز و شش باشد"
لذا بدین وسیله اطلاع رسانی می کنیم که رود به صورت موقت جاری شده ، خواهشمند است استفاده حداکثری بفرمایید و بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است.
میان سیل غمها
اینجا کمتر کسی را میشناسم که آهنگ مورد علاقه اش آهنگ غمگین نباشد. یک مثالش همین آهنگ های پیشواز است که طرفداران بیشتری دارند، همه غمگین ، همه گریه دار.
یا موسیقیهایی که معروف میشوند اکثرا همین طورند.
میشود نتیجه گرفت که ما آدم های غمگینی هستیم. برای همین میگویند:" خنداندن ایرانی جماعت سخت است" برعکس بعضی ملتها که به ترک دیوار هم میخندند و از هر چیزی بهانهای برای شاد بودن پیدا میکنند.
همین اصفهان خودمان ، خشک شدن زاینده رود (به هر دلیلی) مردم شهر را افسرده کرده . حالا ترک خوردن سیوسه پل و باقی قضایا بماند . هیچ مسئولی انگار قیافه مسافران و گردشگران را وقتی این همه راه را طی میکنند وبا یک رود خشک شده مواجه میشوند ، وقتی که امیدشان ناامید میشود، نمیبیند.
بله ما مردم غمگینی هستیم . وقتی در جوانی همه تفریحات سالم و مجازمان به تعداد انگشتهای یک دست هم نمیرسد، وقتی باید برای همهی کارهایمان دلیل بیاوریم و جواب صد نفر را بدهیم، وقتی هیچ کس جواب ما را نمیدهد، وقتی هیچکس ما را نمیبیند.
ما اینطور مردمی هستیم.
از رشید تا ...
وقتی چند سال پیش به بلاهت و شوخی های شخصیت رشید با آن قد کوتاهش در تئاترها و سریال های اصفهان میخندیدیم، نمی دانستیم روزی شخصی با همین ویژگی ها - وخیلی بدتر- برما ریاست خواهد کرد!
مثال نقض
با این آمار بالای تجاوزهای گروهی، نزاع دسته جمعی و خشونت های تیمی مختلف
باز هم عده ای هستند که میگن:"ایرانی ها توی کارهای گروهی ضعیف و ناموفقن !"
روش های داوری
اتفاقات تاسف برانگیز اخیر برداشتهای متفاوتی را در پی داشت. همه با مجازات مجرمین موافق بودند. اختلاف نظر بر سر چگونگی انجام مجازات بود و اینکه مشکلات و بیماریهای جامعه باید به طور ریشهای حل شود .
وسایل رسمی و غیر رسمی نظارت اجتماعی- قوانین- هیچکدام کاملا موثر نیستند. شاید انحراف را کاهش دهند ولی هرگز نمیتوانند آن را ریشهکن سازند. خود این قوانین هم لزوما مورد توافق همه اعضای جامعه نیستند و البته نظارت اجتماعی بر همه آدمها یکسان تاثیر نمیگذارد.
فرهنگسازی را باید از کودکی آغاز کرد، وقتی که شخصی مرتکب جرایمی از این دست میشود بازگرداندن او به اجتماع و تخفیف در مجازاتش فقط قانونشکنیها را افزایش خواهد داد. آن هم در جامعهای که مسئولین با گفتن جملات نادرست از مجرمین به طور ضمنی حمایت می کنند و فاجعه به بار آمده را نتیجه بیحجابی شاکیان در حریم خصوصیشان میپندارند نه سوء رفتار مجرمین!
نظرات ()
